پی بردن /peɪ bordan/ NounEnglishrealizationفارسیپی بردنExampleدرکِ اینکه او گم شده بود، وحشت را بر وجودش مستولی کرد.The realization that he was lost filled him with panic.در اینجا «درک» حس ناگهانی بودن را بهتر منتقل میکند.