بازی دادن /bɒːziː dɒːdæn/ Noun

English
manipulation
فارسی
بازی دادن

Example

  • تبلیغات این‌چنینی، یک دستکاری (فریبکاری / سوءاستفاده) عوام‌فریبانه از سالمندان است.
  • Advertising like this is a cynical manipulation of the elderly.
  • در اینجا «دستکاری» بار معنایی منفی و اخلاقی دارد.