دستکش /dæst.kæʃ/ NounEnglishgloveفارسیدستکشExampleاو دستکشهای پشمی پوشید تا گرم بماند. (پوشید / در دست کرد / به دست کرد)She wore wool gloves to keep warm.فعل «پوشیدن» رایجترین انتخاب است.