حقوق /hoɢuːɢ/ NounEnglishwageفارسیحقوقExampleاو با کار در آن استارتاپ تکنولوژی، **دستمزد** مناسبی به دست میآورد.She earns a decent wage working at the tech startup.استفاده از دستمزد برای اشاره به درآمد یک شغل مدرن.