دهاتی /dehɒːtiː/ Noun

English
peasant
فارسی
دهاتی

Example

  • دهقانانِ [رعیت / کشاورز / دهقان] به روش‌های سنتی برای آبیاری کشت خود تکیه داشتند.
  • The peasant farmers relied on traditional methods to irrigate their crops.
  • دهقان بار تاریخی سنگین‌تری دارد و اغلب به زمین‌داری اشاره می‌کند.