شیرجه رفتن /ʃiːrdʒɛ ræftæn/ Noun

English
dive
فارسی
شیرجه رفتن

Example

  • او یک شیرجه‌ی قوِ بی‌نقص انجام داد.
  • She performed a perfect swan dive.
  • شیرجه در اینجا به معنای حرکت نمایشی است.