دوبرابر /doːbærɒːbær/ Adjective

English
double
فارسی
دوبرابر

Example

  • او یک اسپرسوی [مُضاعَف] سفارش داد.
  • He ordered a double espresso.
  • در کافه‌ها، 'دوبل' رایج است اما 'مضاعَف' فاخرتر است.