دود /duːd/ Noun

English
smoke
فارسی
دود

Example

  • دودِ آتشِ کمپ، چشم‌هایم را سوزاند.
  • The smoke from the campfire stung my eyes.
  • استفاده از ترکیب اضافی (دودِ آتش) بسیار رایج است.