دزد دریایی /dozd-e dæryɒːjiː/ Noun

English
pirate
فارسی
دزد دریایی

Example

  • فرمانده‌ی دزدان دریایی [غارتگر / راهزن دریا / دزد] خواستار تحویل محموله شد.
  • The pirate captain demanded the crew surrender the cargo.
  • استفاده از 'غارتگر' لحنی ادبی‌تر به عمل می‌دهد.