دوجین /duːˈʒiːn/ NounEnglishdozenفارسیدوجینExampleاو یک دوجین تخممرغ خرید. [دوجین / دوازدهتایی / یکدسته]She bought a dozen eggs.دوجین رایجترین و مدرنترین معادل است.