مشتاق /moʃtɒːʁ/ Adjective
- English
- eager
- فارسی
- مشتاق
Example
- جمعیتِ مشتاقِ [مشتاق] بیرون استادیوم ساعتها پیش از کنسرت جمع شده بودند.
- The eager crowds gathered outside the stadium hours before the concert.
- استفاده از «مشتاق» در اینجا کاملاً طبیعی و رایج است.