اعمال /eʕmɒːl/ Noun
- English
- enforcement
- فارسی
- اعمال
Example
- اعمالِ سختگیرانهی مقررات برای حفظ امنیت عمومی ضروری است. (اجرا / اِعمال / اِعمال)
- The strict enforcement of regulations is necessary for public safety.
- استفاده از «اعمال» حس قدرت و اجبار بیشتری دارد.