اعتبار /e'tebɒːr/ Noun

English
credit
فارسی
اعتبار

Example

  • فروشگاه به مشتریان اجازه می‌دهد کالاهایی را با «اعتبار» بخرند.
  • The store allows customers to buy items on credit.
  • در اینجا منظور خرید نسیه یا اقساطی است.