مجوز /moʒuːz/ VerbEnglishlicenseفارسیمجوزExampleدولت به داروی جدید برای استفاده عمومی، مجوز اعطا خواهد کرد.The state will license the new drug for public use.استفاده از «اعطا کردن» بار رسمیتری دارد.