عملکرد /æmæl.kærd/ Noun

English
performance
فارسی
عملکرد

Example

  • آغازِ **اجرا**یِ نمایش ساعت هفت است.
  • The performance starts at seven.
  • اجرا برای هنر و نمایش بسیار رایج است.