اخراج /exrɒːdʒ/ Verb
- English
- sack
- فارسی
- اخراج
Example
- او را به دلیل امتناع از کار در روزهای یکشنبه [برکنار کردن / به کار برکنار کردن / از کار انداختن] نمودند.
- She was sacked for refusing to work on Sundays.
- در فارسی، «اخراج کردن» رایجترین و خنثیترین انتخاب است.