پا به راه گذاشتن /pɒː bɛ rɒːh ɡozɒːʃtæn/ فعلEnglishembarkفارسیپا به راه گذاشتنExampleمسافران صبح زود [سوار شدند]؛ سفری نو در پیش بود.The passengers embarked at dawn.سوار شدن برای سفر دریایی یا هوایی رایجتر است.