ترکاندن /tærækɒːdæn/ Noun

English
blast
فارسی
ترکاندن

Example

  • صدای [انفجار] بمب، شیشه‌های ساختمان‌ها را تا چند بلوک دورتر خرد کرد.
  • The bomb blast shattered windows for blocks.
  • در اینجا «انفجار» بار معنایی قوی دارد.