انتظار /entezɒːr/ NounEnglishexpectationفارسیانتظارExampleانتظارِ ارتقا، او را باانگیزه نگه داشته بود.The expectation of a promotion kept her motivated.در اینجا 'انتظار' به عنوان یک نیروی محرکه عمل میکند.