اعتراف کردن /e.te.rɒːf kær.dæn/ Verb

English
admit
فارسی
اعتراف کردن

Example

  • کار احمقانه‌ای بود، باید «اقرار می‌کردم».
  • It was a stupid thing to do, I admit.
  • استفاده از اقرار کردن برای پذیرش اشتباه شخصی، صمیمی اما جدی است.