اشتغال /eʃteɣɒːl/ Noun

English
employment
فارسی
اشتغال

Example

  • این آژانس به مردم کمک می‌کند تا **اشتغال** بیابند.
  • The agency helps people find employment.
  • استفاده از اشتغال در اینجا رسمی و دقیق است.