مشغول کردن / گرفتن /mæʃɣuːl kær dæn/ Verb

English
occupy
فارسی
مشغول کردن / گرفتن

Example

  • تخت، بیشتر فضای اتاق را [اشغال کرده بود].
  • The bed seemed to occupy most of the room.
  • استفاده از اشغال کردن برای فضای فیزیکی رایج است.