استعفا دادن /estefɒː dɒːdæn/ Verb
- English
- resign
- فارسی
- استعفا دادن
Example
- او به دلیل کسالت مجبور شد که **استعفا دهد**؛ این تصمیمی دردناک بود.
- She was forced to resign due to ill health.
- استفاده از «دهد» (مضارع اخباری) برای بیان یک عمل قطعی در گذشته یا حال.