محکم /mohkæm/ AdjectiveEnglishsolidفارسیمحکمExampleسیارهٔ مشتری شاید هیچ سطحِ «جامد»ی نداشته باشد. (استوار / محکم)The planet Jupiter may have no solid surface at all.در اینجا «جامد» برای حالت فیزیکی استفاده شده است.