اطاعت کردن /etɒːˈæt kærˈdæn/ Verb

English
obey
فارسی
اطاعت کردن

Example

  • سربازان آموزش دیده بودند تا به هر فرمانی فوراً **اطاعت کنند**.
  • The soldiers were trained to obey every command instantly.
  • اینجا «اطاعت کردن» کاملاً طبیعی و رسمی است.