اعتراف /e.te.rɒːf/ NounEnglishconfessionفارسیاعترافExampleپس از ساعتها بازجویی، او سرانجام یک **اعتراف** کامل کرد.After hours of questioning, she finally made a full confession.استفاده از «اعتراف» در اینجا کاملاً رایج و مدرن است.