پانزده /pɒːnzædæ/ Noun
- English
- fifteen
- فارسی
- پانزده
Example
- او پانزده سال (ساختن / بنا کردن / ایجاد) سابقه در مهندسی نرمافزار دارد.
- She has fifteen years of experience in software engineering.
- سن و سال در فارسی اغلب با 'سال' و فعل 'داشتن' بیان میشود.