تمرکز /tæmærkɒːz/ Noun
- English
- focus
- فارسی
- تمرکز
Example
- کانون اصلی جلسه، بودجۀ جدید بود. (تمرکز / کانون / محور) — از: The main focus of the meeting was the new budget.
- The main focus of the meeting was the new budget.
- استفاده از کانون برای اشاره به مرکزیت موضوع رایج است.