فوتبال /fuːtbɒːl/ Noun

English
soccer
فارسی
فوتبال

Example

  • او از پنج سالگی فوتبال بازی کرده است.
  • He has played soccer since he was five.
  • فعل «بازی کردن» برای این مفهوم بسیار رایج است.