غرق شدن /ɢærq-ʃodæn/ Verb

English
sink
فارسی
غرق شدن

Example

  • سنگ [فرو رفتن] تا انتهای حوضچه.
  • The stone sank to the bottom of the pond.
  • فرو رفتن برای اشیاء جامد در آب بسیار طبیعی است.