فروپاشی /foruːpɒːˈʃiː/ Noun
- English
- collapse
- فارسی
- فروپاشی
Example
- فروپاشیِ اتحاد جماهیر شوروی، سیاست جهانی را دگرگون ساخت. (واژگونی / انحلال)
- The collapse of the Soviet Union changed global politics.
- استفاده از «فروپاشی» برای امپراتوریها بسیار رایج است.