دلال /dællɒːl/ Noun

English
dealer
فارسی
دلال

Example

  • نمایندهٔ فروش خودرو به ما پیشنهاد یک تست رانندگی داد.
  • The car dealer offered us a test drive.
  • در اینجا 'فروشنده' بار معنایی مدرن‌تری دارد.