گردآوری / مونتاژ /gærdɒːˈværiː/ Verb

English
assemble
فارسی
گردآوری / مونتاژ

Example

  • از دانشجویان خواسته شد تا در سالن «جمع شوند» (گرد آورده شوند) — این دستورالعمل رسمی‌تر است.
  • The students were asked to assemble in the hall.
  • در اینجا، «جمع شدن» (خودگردان) طبیعی‌تر است، اما «گرد آوردن» (دستوری) هم صحیح است.