گردش نیرو /ɡærdeʃe niːruː/ Noun
- English
- turnover
- فارسی
- گردش نیرو
Example
- شرکت گزارش سالانهی **گردش مالی** (حجم معاملات / درآمد) پنجاه میلیون دلاری را اعلام کرد.
- The company reported an annual turnover of $50 million.
- در این بافت، 'گردش مالی' کاملاً جاافتاده و حرفهای است.