گرم کردن /ɡærm kærˈdæn/ Noun

English
warming
فارسی
گرم کردن

Example

  • گرمایشِ جوّی باعث ذوب شدن یخچال‌ها شده است. (گرمایشِ / ذوب شدن / یخچال‌ها)
  • The atmospheric warming has caused glaciers to melt.
  • در اینجا 'گرمایش' بارِ علمی و اقلیمی دارد.