شهادت /ʃæhɒːdæt/ Noun

English
testimony
فارسی
شهادت

Example

  • هیئت منصفه با دقت به گواهیِ شاهد گوش سپرد.
  • The jury listened carefully to the witness's testimony.
  • استفاده از ترکیب اضافی (Ezafe) برای اتصال گواهی به شاهد، بسیار طبیعی است.