دورهمی /dōræhæmiː/ NounEnglishgatheringفارسیدورهمیExampleموفقیتِ «گرد هماییِ» اهالی محل، بسیار چشمگیر بود. (محفل / اجتماع / گردهمایی)The neighborhood gathering was a great success.«محفل» بار صمیمیتری دارد.