قابل پیش‌بینی /ɢɒːbel-e piːʃbiːniː/ Adjective

English
predictable
فارسی
قابل پیش‌بینی

Example

  • آب و هوای این منطقه کاملاً قابل پیش‌بینی است. (قابل انتظار / قابل حدس زدن)
  • The weather in this region is quite predictable.
  • استفاده از 'کاملاً' برای تقویت صفت رایج است.