اگزوتیک /ɛɡzoːtiːk/ Adjective

English
exotic
فارسی
اگزوتیک

Example

  • باغ با ارکیده‌های **غریب** آراسته شده بود.
  • The garden was filled with exotic orchids.
  • استفاده از 'غریب' حس زیبایی و دوری را منتقل می‌کند.