قوی /ɢæviː/ Adjective

English
strong
فارسی
قوی

Example

  • او به اندازه‌ی کافی نیرومند (قوی / توانا / محکم) است که ماشین را بلند کند.
  • He is strong enough to lift a car.
  • در اینجا «قوی» به توانایی فیزیکی اشاره دارد.