غیرمنتظره /ɢejre-montæzeɾe/ Adjective

English
unexpected
فارسی
غیرمنتظره

Example

  • تیم با پیروزی‌ای [غیرمنتظره] به کار خود پایان داد — از: The team achieved an unexpected victory.
  • The team achieved an unexpected victory.
  • این کلمه حس شگفتی مثبت یا منفی را منتقل می‌کند.