قوطی /ɢuːtiː/ Noun

English
tin
فارسی
قوطی

Example

  • دربِ **قوطی** را باز کن و تن ماهی را آبکش کن.
  • Open the tin and drain the tuna.
  • در اینجا 'قوطی' به ظرف اشاره دارد.