فداکاری /fædɒːkɒːˈriː/ Noun

English
sacrifice
فارسی
فداکاری

Example

  • موفقیت تیم، **قربانیِ** (ایثار / فداکاری) شهرت فردی بود.
  • The team's success was a sacrifice of individual glory.
  • اینجا «قربانی» به معنای واگذاری آگاهانه است.