فرض کردن /færz kær.dæn/ VerbEnglishsupposeفارسیفرض کردنExampleاخذ ویزا آنقدرها که شما [پندارید] ساده نیست.Getting a visa isn't as simple as you might suppose.استفاده از پنداشتن در اینجا لحنی کمی ادبیتر از گمان کردن دارد.