تمدید / گسترش /tæm.diːd/ /ɡos.tæɾeʃ/ Noun
- English
- extension
- فارسی
- تمدید / گسترش
Example
- گسترش خط مترو به حومه شهر، به حال مسافران سود میرساند. (گسترش / توسعه / بسط)
- The extension of the subway line will benefit commuters.
- در اینجا «گسترش» برای زیرساختها بسیار رایج است.