گزارش /ɡozɒːɾɛʃ/ Noun

English
report
فارسی
گزارش

Example

  • پلیس در مورد حادثه یک گزارش تنظیم کرد.
  • The police filed a report on the accident.
  • تنظیم کردن (to draft/set up) برای گزارش رسمی رایج است.