حق دادن /hæɣ dɒːdæn/ فعل
- English
- entitle
- فارسی
- حق دادن
Example
- شما با رسیدن به شصت و پنج سالگی، «حق داشتنِ بازنشستگی» را خواهید یافت. (استحقاق یافتن / شایسته شدن / صلاحیت یافتن)
- You will be entitled to your pension when you reach 65.
- استفاده از ساختار مضاف و موصوف برای بیان حق، بسیار رایج است.