تراشیدن /tærɒːʃiːdæn/ VerbEnglishcarveفارسیتراشیدنExampleهنرمند یک پرنده زیبا را از تنه بلوط [حکاکی کرد].The artist carved a beautiful bird from the block of oak.استفاده از «حکاکی کردن» حس ظرافت هنری را منتقل میکند.