همبستگی /hæm.bæs.tæ.giː/ Noun
- English
- solidarity
- فارسی
- همبستگی
Example
- کارگران در زمان اعتصاب، **همبستگیِ** خود را نشان دادند. (اتحاد / یگانگی / همدلی)
- The workers showed solidarity during the strike.
- استفاده از اِضافه (همبستگیِ کارگران) بسیار رایج است.