هماهنگکننده /hæmɒːhæŋkʊnændɛ/ NounEnglishcoordinatorفارسیهماهنگکنندهExampleکمپین نیازمند یک هماهنگکنندهٔ کارآمد است.The campaign needs an effective coordinator.استفاده از صفت «کارآمد» با «هماهنگکننده» بسیار رایج است.